1358naghmeh ناو استوار

عضو شده در: 24 Dec 2007 پست: 71
|
تاريخ: پنجشنبه Dec 27, 2007 7:04 am عنوان: يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني؛يا ؛ مي خواهم زنده بمانم! |
|
|
يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني؛يا ؛ مي خواهم زنده بمانم!
آقاجون! از من مي شنوي، موقعي كه توي پمپ بنزين مشغول بنزين زدن به ماشينت هستي، به هيچ عنوان با تلفن همراهت صحبت
نكن، حتي اگه اون طرف خط خانومته و اگه گوشي رو برنداري بايد شب تا صبح، كنار كوچه بخوابي! به هيچ چيزي فكر نكن، نذار فكر اينكه «در خونه بازه يا بچه رو گازه يا به كمكت نيازه!» و ... حواست رو پرت كنه، تمام حواست رو متمركز سوخت گيري بكن، حتي اگه شنيدي يك نفر فرياد زد كه بغل پمپ بنزين دارن شله سطلي مي دن، باز هم تو از جات تكون نخور و به كار خودت مشغول باش! در نهايت اگر حتي شنيدي كه همه ملت دارن فرار مي كنن و مي شنوي كه مي گن پمپ آتيش گرفته و الان همه چيز ميره رو هوا، در اين صورت هم سعي كن كاملاً ريلكس باشي و با خونسري و دقت فراوان، نازل رو از توي باك ماشينت خارج كن، كارت سوختت رو از دستگاه در بيار و اون وقت، سريعاً پا به فرار بزار و از محل متواري شو!
مي دوني چرا؟
چون ممكنه اگر به توصيه هاي بالا عمل نكني و كمي سهل انگاري كني، خداي ناكرده، زبونم لال، روم به ديوار، حواست پرت بشه و دو يا سه ليتر بنزين، روي زمين بريزه و هدر بره!
مي دوني اين يعني چي؟
چي؟ يعني كه سرمايه هاي ملي رو هدر داديم؟ !اسراف كرديم؟!
نه بابا، سرمايه ملي چيه؟ اسراف كدومه؟ !اين صحبتها مال قبل از سهميه بندي بود! الان موضوع مهمتر از اين چيزهاست!
موضوع سر مرگ و زندگيه !مي فهمي؟!
اگه حواست پرت بشه، سهميه يك روز بنزين خودروت هدر شده! مي دوني اين كار چه عواقبي داره؟ مي دوني با اين سهل انگاري چه بلايي سر خودت مياري؟
اگه سهميه يك روز بنزينت از بين بره، يعني كه يك روز بايد خودروت رو توي پاركينگ خونه بذاري و با تاكسي يا اتوبوس به محل كارت بري و مي دوني كه اين كار به احتمال زياد به قيمت جونت تموم خواهد شد؟! ميدوني چرا؟
چون ممكنه همون يك روز كه تو بايد بدون خودرو شخصي بري سر كار، برف شديدي بباره و زمينها ليز باشه و موقع راه رفتن، يهو پات سر بخوره و با مغز بخوري زمين و درجا، سقط بشي!
يا ممكنه كه توي راه كه داري ميري، يه سارق مسلح بخواد كيفت رو بزنه و وقتي با مقاومت تو رو برو بشه، با چاقو بزنه تو دلت و تو هم درجا، سقط بشي!
اصلاً ممكنه كه همين جوري كه داري از خيابون رد مي شي، يهو يه ماشين كه رانندش خانومه و تازه از اين آموزشگاههاي در پيت، گواهينامه گرفته و هنوز هم، درست و حسابي قدرت تفكيك پدال گاز و ترمز رو نداره ، از روت رد بشه و باز هم درجا، سقط بشي!
يا شايد، همين جوري كه داري توي پياده رو راه ميري، حواست پرت بشه، جلوت رو نگاه نكني و با سر بيفتي توي يكي از خندقهايي كه حاصل تلاش خدمتگزاران مردم در شركت مخابرات يا گاز يا برق و يا آب و فاضلاب و يا شهرداريه، در اينجا هم درجا، سقط بشي!
اصلاً ممكنه توي راه با راننده تاكسي، سر اينكه مي خواد ازت كرايه دوبله بگيره و يا با راننده اتوبوس به دليل اينكه حال نكرده كه ايستگاهي كه تو مي خواستي پياده بشي نگه داره، دعوات بشه و چون معمولاً راننده تاكسي و اتوبوسها، بادي بيلدينگ كارن و آخر قلچماقان! اونا با يه كف گرگي بزنن تو دماغت و تو هم كه يه آدم زپرتي هستي، پرتاب بشي كنار خيابون و سرت بخوره به گوشه جدول و باز هم درجا، سقط بشي!
يا اصلاً ممكنه كه هيچ كدوم از اينها نباشه؛ چون هوا سرده و تو هم ضعيف البنيه اي، تو اون چند ساعتي كه توي ايستگاه اتوبوس منتظري، سينه پهلو كني و به اين دليل، مثل ديگر موارد فوق، در جا سقط بشي!
در هرصورت، هر طور هم كه حساب كني، مي بيني كه هدر دادن سه ليتر ناقابل بنزين، مي تونه به قيمت جونت تموم بشه! پس اگه مي خواهي كه زنده بموني و درجا سقط نشي !در هنگام سوخت گيري در جايگاه، تمام فكر و ذكر و هوش و حواست رو متمركز عمليات سوخت گيري كن، تا از هدر رفتن بنزين، ولو يك قطره، جلوگيري كني و بتوني سالهاي بيشتري رو در كنار خانوادت، از نعمت زندگي بهره مند باشي!
سعيد ترشيزي
 _________________
همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی . ارد بزرگ
زيباترين لفظي كه از زبان آدمیان ميتراود، كلمه مادر است . جبران خلیل جبران |
|