دانشمند Daneshmand
 
اكنون پنج‌شنبه Aug 28, 2008 1:32 pm ميباشد
ثبت نام

اتوبوس سبقت مي گيرد

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست دانشمند Daneshmand -> سینما و تلویزیون و اخبار مربوط به آنها
مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي  
نويسنده پيام
Daneshmand
ناخدای ناو هواپیمابر


عضو شده در: 24 Dec 2007
پست: 6

پستتاريخ: شنبه Dec 29, 2007 8:14 am    عنوان: اتوبوس سبقت مي گيرد پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

نگاهي به «اتوبوس شب» آخرين ساخته كيومرث پوراحمد ؛ اتوبوس سبقت مي گيرد





* امير اطهر سهيلي اتوبوس شب
كارگردان: كيومرث پوراحمد




بازيگران: خسرو شكيبايي، محمدرضا فروتن، كوروش سليماني، امير زند، مهرداد صديقيان، احمد كاوري
فيلمنامه: كيومرث پوراحمد، حبيب احمدزاده
تهيه كننده: مهدي همايونفر
مدير فيلمبرداري: مهدي جعفري
تدوين: كيومرث پوراحمد، بهرام دهقاني
موسيقي متن: فردين خلعتبري
***
اتوبوس شب به چند دليل فيلم خوبي است. ابتدا اگر جايزه ها را ملاك قرار بدهيم، با دريافت جايزه بهترين فيلم جشن خانه سينما، بهترين فيلم بخش بين الملل جشنواره فيلم فجر و جايزه بزرگ آسيا پاسيفيك، اين فيلم پر افتخارترين فيلم سينماي ايران در سالي كه گذشت محسوب مي شود؛ همچنين اگر نگاهي به پرونده عواملش بيندازيم، جديدترين ساخته كيومرث پوراحمد و نخستين تجربه او در زمينه دفاع مقدس، به مراتب بهتر و پخته تر از دو فيلم تجاري پيشين وي يعني « گل يخ » و « نوك برج » مي باشد و در حقيقت بازگشت او را به سينماي در اوج پيشينش نويد مي دهد.
در ميان ديگر عوامل، بازي درخشان خسرو شكيبايي از بقيه چشمگيرتر است. خسرو شكيبايي براي نخستين بار و پس از گذشت دو دهه، از كليشه حميد هامون خارج مي شود و نقش و كاراكتر تازه اي را ارائه مي دهد. محمدرضا فروتن نيزدر نقش «فاروق» متفاوت و راضي كننده است و شايد در دو سه سال اخير براي اولين بار است كه حركات اضافي دست و لب و دهن را ديگر از او نمي بينيم.
داستان فيلم، روايت ساده و لطيفي از جنگ است و شايد به بياني روايت تازه و نگاهي بكر به پديده اي به نام «دفاع مقدس».
نوجواني بسيجي با راننده اي ميان سال و با اتوبوسي استتار شده به خط مقدم مي روند تا 38 اسير عراقي را تحويل بگيرند و پشت خط بياورند. بيشتر اتفاقات فيلم درون همين اتوبوس رخ مي دهد، يعني به تعبيري تثبيت لوكيشن و بسط كاراكتر و داستان؛ كاري كه پور احمد پيش از اين در شب يلدا به خوبي از عهده آن برآمده بود، در همين فضا اتفاق مي افتد.
اما بيشتر شخصيتهاي اتوبوس شب در راستاي بسط داستان پرداخت شده اند و فيلمنامه نويس آن چنان كه بايد به آنها نزديك نمي شود، در نتيجه همذات پنداري فوق العاده اي كه «شب يلدا » را تبديل به فيلمي ماندگار كرد، در اين فيلم ديده نمي شود.
شايد دليل اين اتفاق، تعدد كاراكتر در فضاي محدود داستاني باشد. البته مي توان در تعدد داستانهاي روايت شده و خارج شدن شخصيتهاي فيلم از كليشه هاي سينماي دفاع مقدس نيز اين ضعف شخصيت پردازي را ريشه يابي كرد.
«اتوبوس» در داستان «حبيب احمدزاده» نماد و يا بهانه اي است براي در كنار هم قرار دادن چند تفكر؛ آنهايي كه خواسته به جنگ آمده اند و آنهايي كه ناخواسته لباس رزم پوشيده اند، اما اين جا براي تمامي اين افراد مسيرها يكي شده است. مشخصاً اتوبوس، عنصري اجباري در روايت داستان نيست، بلكه بر عكس شاخصه اي دقيق و ريشه يابي شده به نظر مي رسد.
احمدزاده نخواسته اتوبوس را محور داستان قرار دهد، بلكه آن را به مركز داستان تبديل كرده است. در حقيقت محوريت داستان اتوبوس شب با كاراكتر نوجوان آن است. اين كاراكتر در فيلم هم با بازي شيرين و دوست داشتني مهرداد صديقيان يكي از نقاط طلايي شخصيت پردازي اثر به حساب مي آيد. كاراكتري كه بار عاطفي و روايي فيلم را به دوش مي كشد و آن چنان ساده پرداخته شده كه گاه در مقابل شخصيتهاي پيچيده اي مثل فاروق و راننده باعث دوپارگي داستان مي شود. البته در ميانه هاي داستان، اين سادگي نوجوانانه وجه تكميلي شخصيت مي شود و همچنين عنصر تقابلش با مردهايي كه آنقدر پيچيده شده اند كه حتي براي خودشان هم غريبه اند نيز شكل مي گيرد .
از ديگر نقاط قابل توجه فيلم، از بين رفتن رنگ و نمايش فيلم به صورت سياه و سفيد است. و اين نوعي بازگشت به تئوريهاي شكل گرايي روسي است؛ جايي كه رنگ را در سينما عنصري اضافي و طرد شده مي دانند. با اين نگاه اگر اثر پور احمد را دوباره ببينيم، متوجه مي شويم كه تمامي عناصر ياد شده در مقوله «طرد رنگ» توسط تئوريسينهاي شكل گرا، توسط پور احمد نيز مورد لحاظ قرار گرفته است. عناصري چون تقابل مخاطب با اثر هنري به عنوان يك فيلم، نه قسمتي از يك داستان. اهميت يافتن بيشتر عناصر بصري، توجه به عناصر صوتي در كنار عناصر بصري و... .
خود پوراحمد درباره استفاده از تكنيك تصويربرداري سياه و سفيد در فيلمش مي گويد: «بعضي شبكه هاي تلويزيون به دليل سياه و سفيد بودن فيلم، آن را نمي خرند، با اين حال از سياه وسفيد كار كردن پشيمان نيستم. من بارها گفته ام چون شخصيت عماد 40 دقيقه با صورت خون آلود و آش ولاش در فيلم حضور دارد، نمي خواستم خون ديده شود و درعين حال نوستالوژي است كه خودمان به فيلمهاي سياه و سفيد داريم و با فيلمهاي سياه و سفيد عاشق سينما شده ايم و اينكه طريقه سياه و سفيد حس خوب و بهتري براي اين فيلم داشت. حتي دوستان فني نيز توصيه مي كردند كه فيلم را رنگي بگيريم و آنها در رايانه فيلم را سياه و سفيد كنند، اما من از ترس اينكه وسوسه نشوم فيلم را رنگي كار كنم، از ابتداي فيلمبرداري، رنگ را بستم.
بيان اين دليل كه فيلم تنها به دليل بيان نوستالوژيك خود سياه و سفيد بوده، اشتباه محض است. شايد دليل آن فوران حس نوستالوژيك مخاطب به دليل جايگاهي كه فيلم سياه و سفيد در تاريخ سينما دارد باشد، (همان چيزي كه پور احمد بدان اشاره كرد و شكل گرايان روسي بدان معتقدند) اما به هيچ وجه جنبه دادن صورتي نوستالوژيك به داستان و كليت جنگ را ندارد.
اما با توجه به فيلمبرداري سياه و سفيد و همچنين موقعيت زماني شب كه بيشتر زمان فيلم را از آن خود كرده است، فيلمبرداري اين فيلم يكي از موفق ترين و زيبا ترين كارهايي است كه مهدي جعفري در پرونده خود ارايه داده است.
درباره داستان و ساختار تكنيكي آن نيز پيش از اين چند خطي نوشتم، اما يكي از دلايل موفقيت اتوبوس شب به حتم مفهوم غالب فيلمنامه اي است كه با جسارت نوشته و با دقت پرداخت شده است؛ چرا كه پرداختن به چنين موضوعي به حتم راه رفتن بر لبه تيغ است، با اين حال فيلمنامه حاضر يكي از بزرگترين و تأثيرگذارترين آثار جنگ محسوب مي شود كه بر خلاف تمام آنچه تا كنون ديده ايم ضمن بيان سختيهاي جنگ، نگاهي برادرانه و آشتي جويانه به اين مسأله دارد نگاهي كه نه تنها در سينماي دفاع مقدس ما تازگي دارد، بلكه براي مخاطب جوان اين سينما نيز آشناتر و دلپذيرتر است.
پوراحمد دراين باره مي گويد: طبيعتاً ما نمي توانيم طرفدار جنگ باشيم. بچه هاي جنگ مي گويند: كه «اتوبوس شب» درعين حال كه فيلمي است كه حق بچه هاي جنگ را ادا مي كند، به مردم عراق هم احترام مي گذارد. ما حرمت بچه هايي كه جنگيدند و از ايران دفاع كردند را داريم و قدرشان را هم مي دانيم، اما به هرحال اعتقاد نداريم كه جنگ چيز خوبي است».در اتوبوس شب خبري از تيپهاي تكراري گذشته نيست؛ ديگر ما سياه مطلق و سپيد مطلق نداريم، همه چيز خاكستري است و به بياني ديگر تيپها از قالب تعريف شده شان بيرون آمده اند و قالب و استيلي تراژيك به خود گرفته اند .
كاراكترهاي اتوبوس شب شيرين و دلنشين هستند، اما پرداخت كافي براي ماندگار شدن را ندارند و همان گونه كه گفته شد، شايد همين عدم قطعيت در شخصيت پردازي موجب تضعيف در همذات پنداري مخاطب با شخصيتهاي فيلم شده است كه يكي از ضعفهاي عمده اين اثر محسوب مي شود.
به نظر مي رسد «اتوبوس شب» از همه لحاظ بهترين و مناسب ترين فيلمي بود كه مي توانست از سوي ايران به آكادمي سينمايي اسكار فرستاده شود، اما متأسفانه فيلمي باليوودي و احساس گرا انتخاب مي شود كه اگر كارگردان آن هنوز در قيد حيات بود به حتم تا 50 سال ديگر هم چنين توجهي به آن نمي شد.
اتوبوس شب تمامي فاكتورهاي «ژانر» را دارد؛ تمام قواعد سينمايي در آن رعايت شده كه نشانگر دانش بالاي كارگردانش مي باشد و بدون ترديد يكي از بهترين آثار دفاع مقدسي در سالهاي اخير به شمار مي آيد.
كاش واقع بين تر بوديم و «اتوبوس شب» را به اسكار مي فرستاديم.
_________________


آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند. ارد بزرگ
آنکه پیروی خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر بختگان
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
نمايش پستها:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست دانشمند Daneshmand -> سینما و تلویزیون و اخبار مربوط به آنها تمام زمانها بر حسب GMT مي‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد

 Powered by phpBB   |   Mjr Style - tema realizata de MJR  |  
Powered by MakeForum.org - Free Forum Hosting
Sign Up now to get your Free Forum!